ترمه ای از شرق



وقتی حتی حق دلتنگی نداری

خدایا ...

دلتنگم .... دلتنگ نگاه مهربان 2 ستاره چشمان روشنی که در شب تاریک زندگی ام درخشید و محو شد .

دلتنگ لبخند مهربانی های تو که فراموش کردی

 

خدایا چاره دلتنگی چیست ؟

خوب می دانم. پناه می آورم به تو

می سپارم به تو ...

چه جای دلتنگی است وقتی چشمهای مهربان تو را دارم ...

 

 

 

۱۳۸٧/۱۱/٢۱ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

بازگشتم....

یا من اسمه دوا و ذکره شفا

سلام . بالاخره بعد از مدتها برگشتم . ١ سال و اندی می شد که سری به این صفحه نزده بودم .

براتون بگم که عشقم برگشت .... اما چه فایده .... ولی خدا رو شکر

براتون بگم که سلامتی خیلی نعمت بزرگیه و قدرش رو بدونید

براتون بگم که  از خدا نا امید نشید .. چون کلید گنج هستی بدست اوست

و ای کاش می شد براتون بگم که تو این مدت چه ها شد ...

دوستتون دارم .

در پناه حق.

۱۳۸٧/٩/٢٤ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

سلام .
آخرین باری که آپ کردم دی ماه ۸۴ بود و الان دیگه نفس های آخر سال ۸۶.
مدت ها بود که حتی سری هم به وبلاگم نزده بودم . وبلاگی که با رفتن عشقم رفت ....
قهرمان عزیز هر چند که نشانی از خودت نگذاشتی اما باید بگم این بار فقط برای تو آپ کردم .
خیلی دردناکه کسی رو که یک سال با تمام وجودت بهش عشق ورزیدی و عاشقش بودی بره .. خیلی سخته . الان ۱ سالی میشه که رفته . شاید باید باور کنم که دیگه رفته ..
خیلی راه ها رو امتحان کردم  اما نشد . نمی دونم
شاید صلاحی در کار بوده و شاید هر چیز دیگری که من نمی دونم .
به هر حال گاهی تلاش کردن نتیجه برعکس میده ...
عقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند....
امیدوارم امسال براتون سرشار از نیکی و خوشی و عشق و رسیدن و از همه مهمتر سلامتی باشه .

 

۱۳۸٦/۱٢/۱٩ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

تمام خاطرات در مغزم زنده می شود .

باور نمی کنم رفتی . باورم نمیشه . برگرد . برگرد . برگرد . دلم برات خیلی تنگ شده .

۱۳۸٦/٤/٢٦ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

بازم یه مسافر دیگه رفت . رسم زندگی اینه .

یه روز میاد . یه روز میره .

چرا ؟

چرا رفتی ؟

۱۳۸٦/٤/٢٦ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

چشمهایم را می بندم .

منتظر میمانم تا ابد

تا روزی که بیایی

تو تنها مرحم قلب شکسته ام بودی

من تورا در هر گوشه دلم می جویم

بازگرد .

اینجا چشمهایی خیره به تاریکی نور می جوید

اینجا دلی هست که بی تو سرد و خاموش است

۱۳۸٦/٢/۱٧ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

برام دعا کنید . خیلی گرفتارم .

۱۳۸٦/٢/۳ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

کاش من دریا بودم و تو ابر

کاش تو دریا بودی و من ابر

کاش من می گریستم و در دل تو می چکیدم

کاش تو می گریستی و در دل من می چکیدی

کاش من پر از تو می شدم و تو پر از من

کاش هستی مان به هم پیوند می خورد

کاش من هم ستاره می شدم

کاش من هم وقتی دلم می گرفت در آغوش ابر می خفتم

کاش من هم وقتی دلم می گرفت کسی برایم می گریست

کاش من هم ستاره می شدم

کاش من ستاره می شدم تو آسمان

کاش تو ستاره بودی و من آسمان

کاش تا صبح در آغوش هم می خفتیم

کاش باد می وزید و دردهایمان را با خود می برد

کاش باران اشکهایمان غصه هامان را مشست

کاش آفتاب نگاهت باز می تابید و صبح می شد

کاش می دانستی چند شب است که انتظار صبح را می کشم

کاش صبح می شد

۱۳۸٦/۱/٢٧ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

اگر تنهای تنهام

اگر بی رنگ بی رنگم

اگر عاشق ترین پروانه دشتم

تو شمعم باش و باور کن که می مانم

تو ماهم باش و بنگر

چگونه جان به خاکت می سپارم

بیا بنشین و با من باش

بیا باز از نو جان بگیریم

بیا تا اوج با هم پر بگیریم

 

۱۳۸٥/۱٢/۱٤ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

من بی تو

من بی تو تنهای تنها

حیران حیران

عاشقی بی دل

خسته ای بی یار

نگاهی شکسته

و تبعیدی رویاهای دورم

۱۳۸٥/۱٢/٧ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

من مسافرم ...

مسافری که میان بودن و نبودن  میان ماندن و رفتن ... میان دو تناقض گیر افتاده است

مانده ام بر سر دوراهی ..

نه توان آن دارم که تو را بگذارم و بگریزم .... نه حق ماندن دارم ....

به آینه روی دیوار زل می زنم ...

دیگر تصویر آینه درخشان نیست ...

چشمهایم دیگر برق نمی زنند...

نگاهم خیره و مات شده ...

اشک از چشمهایم غلط می خورند و می چکند ... حیف !

دلم به تو خوش بود .

به این که هستی

به این که هر وقت دلم می گیرد آغوش تو هست

به این که حرف هایم را خوب می فهمیدی

چقدر دلم گرفته

کاش می فهمیدی

کاش می فهمیدی که تمام دلخوشی های کسی هستی که تو را به جان دوست دارد

کاش می شد اشک بود .

کاش می شد در پای عشق چکید

۱۳۸٥/۱٢/٧ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

با من بگو. با من سخن بگو که دلم پر می زند برای لحن صدای تو ..

کاش می دانستی

اینجا ، درست درهمان نقطه ای ایستاده ام که اولین بار دلم برای تو لرزید و هنوز همان جا ایستاده ام .

پاسی از شب می گذرد و من چشم هایم را به پنجره دوخته ام ..

ساعتها می گذرد ، پنجره هم به خواب فرو می رود و من انگشتهایم را پوست نمناک و سردش می کشم ...

شب را نگاه می کنم ، گویی خواب خوشی می بیند

ماه را می نگرم که لبخندی بر لبانش نشسته و در چشمهایش انعکاسی از نور و هم آغوشی موج می زند . آری آن طرف تر روی سیم های برق دو پرنده بال به بال هم می سایند ، هر چند هوا سرد است ولی از سایش بالهایشان بهار می روید .

ماه را می نگرم چشمهایش خسته خواب و خورشید با لبان گرمش بوسه بر لبان ماه می زند .

و صبح می شود اما هنوز تو نیامده ای ...

۱۳۸٥/۱۱/٢٤ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

خبر اول :سلام آدرس یه وبلاگ رو براتون می گذارم یه سری بزنید .

http://momys.persianblog.ir/

خبر دوم : ان شا الله تا آخر هفته یه آپ درست و حسابی و جنجال می کنم

۱۳۸٥/۱۱/۱۱ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

ای کاش بودی . ای کاش می تونستی از دور خوب به زندگی من نگاه کنی . خوب خوب . ای کاش می تونستی تک تک لحظاتم رو شفا و واضح می دیدی .

ای کاش می تونستی حداقل با دیدن این صحنه ها بفمهی که تو با نامردیت چه بلایی سر من و زندگیم آوردی . کاش می شد یک لحظه فقط یک لحظه جای من بودی .

کاش باورت می شد که چه کردی . کاش می فهمیدی که با من و زندگیم چه کار کردی که حداقل این بلا رو سر کس دیگه ای نیاری .

کاش این قدر درکت از زندگی بالا بود که تمام زندگی منو فدای یک لحظه پر از شهوت خودت نمی کردی

کاش این قدر از زندگی سرت می شد که بفهمی شکستن یه آدم اونم کسی که بهش قول داده بودی مواظبش باشی اونم توی اولین برخورد توی اولین اعتماد با هیچ چیز دیگه ای قابل جبران نیست

کاش .... فقط کاش !

دیگه مدتهاست که کار از کار گذشته . مدتهاست که من تنهاتر از اون شدم که تو حتی بتونی فکرش رو هم بکنی .

افسوس ... افسوس ... و هزاران بار افسوس.

می خوام فقط برات دعا کنم .

دعا کنم که بفهمی چه بلایی سرم آوردی

دعا کنم که یه روزی بتونم ببخشمت و از خدا هم بخوام که تو رو ببخشه

دعا کنم که دیگه هیچ دختری مثل من قربانی تو و امثال تو نشه

دعا کنم که خدا هم به من کمک کنه هم به تو !

دعا کنم که هیچ کسی احساس یه آدم فدای یه لحظه خودخواهی خودش نکنه

کاش تو هم برای خودت دعا کنی .

اکنون بیشتر از آنچه دلم برای خودم بسوزد به حال تو می سوزد . نمی دانم کجا تقاص عملت را پس خواهی داد همانگونه که نمی دانم من به کدامین گناه تقاصی چنین سخت پس می دهم .

کاش خدا دست همه مان را بگیرد

۱۳۸٥/٩/٢٧ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

تقدیم به تو ای غزیزترین شمع شبم

تمام دارایی ام از آن تو

هرچند که تمام دارایی من یک قلب زخم خورده است

کاش اشک هایم الماس می شد تا بهای عشق را در این بازار گرانی می پرداخت

کاش اشک هایم توان سخن گفتن داشتند تا حرف دلم را برای تو بازگو می کردند

۱۳۸٥/٩/٢٥ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

به جرم بودن

من همان دختر تنهایی هستم که در تاریکی شب قدم می زند

همان دخترکی که خدا برای بودن به زمینش فرستاد و من نیست شدم

بودن این جا نیست این جا خود نبودن است

خود نیستی است

من نیست شده ام

تو هم بودن مرا انکار می کنی

من به نیستی مبتلا شده ام

به درد و رنج بودن که ای کاش تمام شود

زندگی بی چشمهای تو برایم خود نبودن است خود روز مرگی است

تو می خواهی نبودنت را باور کنم

در باورم نمی گنجد که روزی بی تو باشم

۱۳۸٥/۸/٢٢ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

باز کن پنجره را

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگریخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

 

در میان این همه دلواپسی در بلبشوی این همه فکرهای گوناگون که در سرم غوغا به پا کرده دلم تنها نشانی تو را به من داد

پنجره شب را باز کن

من پشت این پنجره به انتظار تو نشسته ام

به انتظار آمدنت

آمدنی که در ان رفتنی نباشد

مرا در این سکوت شب بی یار و یاور رها مکن

مگذار تبعیدی شب باشم

بی تو شب برایم زندان درد است

ای همیشه خورشید من

ای همیشه امید

پنجره نور را بگشا و قدم بر شب من نه تا شبم غرق نور و خاطره شود

۱۳۸٥/۸/٢٠ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

ستاره من چشمهایی دارد رنگ دریا

دلی دارد به وسعت آسمان ها

و آغوشش باز و گرم

دوستت دارم

۱۳۸٥/۸/۸ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

 

۱۳۸٥/۸/۸ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()

تقدیم به تو که خیلی دوستت دارم

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 

شاید قسمت این بود . اینکه درست تو وقتی بیای سراغ من که توی تنهایی غرق شده بودم . روزهایی که اعتماد دیگه برام معنی نداشت . وقتی که نامردی یه کسی که حتی اسم نامرد هم از سرش زیادیه دنیای کوچیکم رو روی سرم خراب کرد و رفت!!! دلم خیلی شکست . آینده دیگه برام معنی نداشت . داشتم از غصه دق می کردم . لحظه هایی که به جایی شادی غم داشت . هیچ وقت یادم نمی ره که چقدر توی حیاط پشتی دانشگاه سیگار کشیدم . اونقدر کشیدم که حالم بهم خورد و زدم زیر گریه .

 و اون موقع بود که تو اومدی . چقدر زود با هم صمیمی شدیم مخصوصا وقتی برات تعریف کردم که قضیه چی بوده.

و تو الان بعد از 5 ماه همه زندگیم شدی . خودت می گی که یه روز میری .

از خدا فقط یه چیز می خوام اونم اینه که تا روزی که من زنده ام با هم باشیم چون ترجیح میدم که اگه قراره که بری من دیگه زنده نباشم .

۱۳۸٥/۸/٦ توسط ترمه شرق | پيام هاي ديگران ()




termeh_shargh11@yahoo.com

ستاره(۱)
عشق(۱)
(۱)
دوست(۱)
دلتنگی(۱)
خدا(۱)
چشم(۱)
مهربانی(۱)

ترمه شرق

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
شاهزاده خانم
ماه تمام من.. دنيای آبی مرجان يادته؟
احمد
تنهای شب در شهر
بی نشان تر از سکوت
نقد افسانه ها و داستان های کهن ایران و جهان
شهرزاد اولین وآخرین عشق من
دختر باران
آسمان کوير
امید
آرش
maryam4000
آقا بهزاد
پريشان دل
بی تو رو به غروب
دو کبوتر عاشق
بازتاب عشق(نگين عشق)
من فقط برای سايه خودم می نويسم
بهار اميد
پرنده کوچولوی تنها
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme